تبليغاتX
سلام چطوری؟
سلام چطوری؟
خوش به حالت سهراب
خوش به حالت سهراب

!!!دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست ...شکسته باد کسی که این چنینم می خواست!!!

..............................................................................................................................

شهر من تهران است

این همان شهرک آقای محمد خان است

گل فروشی این جا

خود فروشی آنجا

فقر فحشا می کند

شرم حاشا می کند

شهر من تهران است

جنگ جان با نان است

این طرف سینی غاز

آن طرف نان و پیاز

"و سپوری که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز"

شهر من تهران است

پر مردان سیاسی و پر از رندان است

کم تر انسان پیداست

پشت خطی قرمز

راهبندان شده باز

کودکی می آید

محض یک دست لباس

می کند دست دراز

چه کسی گفته که تهران زیباست!؟

شهر من تهران است

دخترم این جاست

نزدیک در خانه ی بخت

پسرم درمانگاه

شوهرم زندان جرمش دزدی است

شهر من زندان است

خوش به حالت سهراب

اهل کاشان بودی

پیشه ات نقاشی

اهل تهرانم من

این نمک چیست که بر زخم دلم می پاشی!؟

این نمک چیست که بر زخم دلم می پاشی!؟

                          

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 14:51
دلتنگم!

دلتنگم!

گفتی که نخواهی رفت

خواهی ماند

تا ابد دوست خواهی داشت

اما تمام نرفتن ها را رفتی !!!

تمام ماندن ها را نماندی!!!!!!!

تمام دوست داشتن ها را......... رها کردی

دیگر از همه اطرافیانم حتی از در و دیوار سکوت وتنهائی ام خسته شده ام.از همه.........................

گل نیلوفرم:

به نام پدیدآورنده عشق با تو سخن میگویم.میشنوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من خیلی گشتم نبودی تمامی  راهها را تنها رفتم ولی نبودی!!!!!!!!

آن وقت بود که به شقایق های وحشی رسیده بودم.سراغ تو را از شقایق های وحشی گرفتم.آنها گفتند:خواب بودیم نیلوفری را ندیده ایم.

آن وقت بود که به باران رسیده بودم.به باران گفتم من نگاهی را گم کرده ام

تو آن را ندیده ای؟ کلامش بارش سکوت بود.

حالا من مانده ام با کوله باری از غم ها یادها وتنهائی ها وغروبی که دیگر انعکاسی از نگاه توست.

برگرد ای غریبه من بیمار نگاه خاموشت هستم و جاودانه دوستت دارم.

دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی.

دوستت دارم حتی اگر دلت از سنگ باشد.حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته باشی.

چرا باور نداری که به تو نیاز دارم.؟

منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته٬منی که ساحل دریای دلم طوفانی

است٬ .امواج غم در دلم زیر و زبر میشود نیاز به تو دارم که قلبم را با محبت

وعشق ات صفا دهی ٬ دل سوخته ام را با نگاه نافذت جان دهی وساحل

دلم را آرامتر از همیشه کنی!!!!!!!!

کاش می شد تا ابد در شهر سکوت خودم هزاران بار به تو بگویم :دوستت دارم

کاش می شد قناری عشق تو را تا ابد در قفس دلم به اسارت بکشم٬وهیچ نگذارم که تو بفهمی چقدر دوستت دارم.

کاش در کنارت بودم تا این همه احساس تنهائی نمیکردم واز فراق وهجران تو درد جانکاهی دلم را نمی فسرد.

تا قبل از این نمی دانستم شبهای فراق چقدر طولانی وتاریک وروز های آن ابری و بارانی است.

اما با دوری از تو از تنها عشقم از آموزگار هجرت این درسها را فرا گرفتم.واکنون از طول ثانیه های بی تو بودن در آینده نیز خبر دارم.

اما روز اولی که دل به تو بستم همه این مصائب و مشکلات را میدیدم باور کن همان روز به خودم گفتم:

ای دل عاشق شدی؟ غم هایت مبارک.

....................................................

دفتر عمر مرا هرچه که بود

هرچه که هست٬

بی تو باید دگر آن دفتر بست.

بی تو باید زهمه دل زد و مرد٬

به فنا حسرت خورد.

تو در این لحظه سر پیچی من خاموشی

محضر عشق تو و

لحظه هائی همه ناب.

دست در دست سکوت٬می نویسم بر آب

این حقیرانه ترین هدیه من

این قبا از سر وجان و تن من بر قد تو.

آه٬ فردا چه می آید پیش٬

تو به کوهی مانی که از این دل نروی٬

وبه عشقی که از این سر نروی٬

من به دستان خیال انگیزم

طرح ریزم همه از قصه نور

لحظه هائی همه از جنس بلور٬

در همه فردایم٬

دم گرمای دمت حک شده است.

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 14:50
محبوبِ من!!!

محبوبِ من

 

گويند زدل رود هر آنکه از ديده برفت

 

رفتی ز بَرِ ديده ام امازدلم ، هرگز ، هرگز

 

مگه لبخندِ خدا هم ميشه از ياد بره

 

مگه ميشه عشق ، پَرپَرشده بر باد بره

 

مگه ميشه از دلم ، خاطرِ تو پاک بشه

 

مگر آنروز که دل ، اسير اين خاک بشه!!

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 12:45
صداقت و راستي را از چه کسی بايد آموخت؟؟
 

صداقت و راستي را
              از آينه بايد آموخت
                      كه حقيقت هر چيزي را
آنگونه كه هست
              برمي تاباند
                       ونه آنگونه كه بايد باشد

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 12:41
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم!!!

 تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 21:11
برای عشق چه کار کن؟؟!!
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 21:9
مرا تنها مگذار!!!
 مرا  تنها  مگذار من نمی توانم ثانیه های سرد و ساکت را به طرف فردا هل بدهم و روی نزدیکترین درخت، قلبم را به یادگارحک کنم. جلوتر از من قدم بر ندار شاید دنبالت نیایم. پشت سرم راه نرو شاید راه را بلد نباشم. در کنارم گام بردار و دوستم باش[sta]

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 21:8
برای عشق چه کار کن؟؟!!
 براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 21:5
زنگ جوک!!!!

۱-پلیس راه مناطق کوهستانی و برف‌‌گير اعلايم کرد: ماشین‌هایی که زنجیر ندارند سینه بزنند             ۲-   يه جوجه تيغي با يه كيوي داشته ميرفته، ازش مي‌پرسن: اين كيه؟ ميگه: داداشمه، سربازه

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 20:47
اگه يه روز شاد بودي چی کار کن؟؟؟
اگه يه روز شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين شدي آروم گريه کن تا شادي نا اميد نشه

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 20:42
ورزشی
۱-جشنواره جديدترين فيلمهاي هاليوود جشنواره جديدترين فيلمهاي هاليوود: 1.پت و مت با شركت ميرزاپور و رحمان رضايي 2. تام و جري با شركت فيگو و كعبي 3. فیلم پر طرفدار حضرت نوح با شرکت علی دایی۲- كعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي !! كه به صورت فيگو زد گفت : من ديدم پام كه به مرحله بعدي نميرسه ! حداقل جا پام برسه۳-طبق تفاهم نامه اي بين جهاد سازند گي و تربيت بدني قرار بر اين شد که از اين به بعد هر يک از زمين هاي فوتبال براي کشا ورزي در اختيار جهاد قرار گيرد.وطبق ان از علي داي به عنوان مترسک ااستفاده گردد

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 20:40
بهترین سایت فارسی زبان