تبليغاتX
سلام چطوری؟
سلام چطوری؟
اين‌بار مصيبت رنگی ديگر است

اين‌بار مصيبت رنگی ديگر است

سينه صبح را گلوله شكافت

باغ لرزيد و آسمان لرزيد

مرقد پاك آن دو معصوم را

سرب داغ گلوله بر هم ريخت

ورد شيعه ذكر يامهديست

قلب شيعه را غمی سنگين

ديرگاهيست در فضای جهان

شيعه مظلوم‌تر ز هر نسليست

اينكه بالا گرفته در آفاق

نيست تنها گلوله يا تانكی

كه بر اين بام قصه غصة مولاست

يك بغل بغض و غربت مهديست

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 9:48
دوست خوب...................
 

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 9:42
خوشبخت كسي است كه..............

۱.     خوشبخت كسي است كه از زندگي ديگران عبرت بياموزد.

2.     تفكر در عاقبت هر كار باعث رستگاري مي شود.

3.  ذهن آدمي مانند ساعتي است كه مدام از كار مي ايستد. ذهن را بايد با انديشه هاي خوب همراه  كرد تا احساس خوشبختي نمود.

4.  ذهن خودآگاه شما در آنِ واحد فقط مي تواند يك فكر را در خود جاي دهد، يا مثبت يا منفي. شما مي توانيد با جايگزين كردن افكار مثبت به جاي افكارمنفي به خوشبختي دست پيدا كنيد.

5.  اگر من مستحق خوشبخت شدن هستم ، نبايد فقط آن را براي خودم كسب كنم ، بلكه بجاست كه دامنه آن را به سوي ديگران گسترش دهم.

6. خوشبختي ، دروني است نه بيروني . از اين رو به آنچه هستيم بستگي دارد، نه آنچه داريم.

7.   از آنجايي كه كنترل افكارتان در دست خودتان است، خوشبختي شما نيز بستگي به ميزان اراده شما در كنترل افكارتان دارد.

8. خوشبختي در خانه اي است كه مهر و محبت در آن وجود دارد.

9. فقط عدالت است كه مي تواند موجب خوشبختي باشد .

10.  نيكبختي و سعادت ، دست يافتن به آرزوها است و هرچه اين آرزوها ساده تر و سهل تر باشد، اميد رسيدن به آنها بيشتر است .

11. آفت خوشبختي ، آرزوهاي دور و دراز است .

12. خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشيدن درباره بدبختي را ندارد .

13. خوشبختي عطري است كه وقتي آن را بر ديگران مي پاشي چند قطره از آن بر تو نيز خواهد پاشيد.

14. خوشبختي فقط يك تعريف دارد : " باور داشتن خوشبختي".

15.  خوشبخت كسي است كه از زمان پند بگيرد.

16.   يگانه سعادت حقيقي ناشي از آن است كه خويش را تسليم غايتي كنيم .

17.  عاشق بودن يعني خوشبختي خود را با خوشبختي ديگري توأم كردن .

18.   در زندگي فقط يك خوشبختي وجود دارد :      عشق بورزيم و به ما  بورزند .  

19. آنچه مرا محق خوشبخت بودن مي كند اين است كه خوشبختي را براي خود نيندوزم و با ديگران قسمت كنم .

20. انسان خوشبخت فردي است كه از غم و ناراحتي فارغ باشد .=/ انسان شاد كسي است كه غم و ناراحتي دارد ، اما اجازه نمي دهد غم هايش او را از پاي در آورند

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 و ساعت 12:14
عشق یعنی...
 
 

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 14:19
عشق یعنی...
عشق یعنی...
fi

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 14:18
ولی خوب چی؟

ولی خوب به این نتیجه رسیدم که پسرا هیچ کدوم لیاقت دوست داشتن رو ندارن.

هیچ کدوم از عشق و علاقه چیزی نمی فهمن.

یعنی به این درک نمی رسند.

با خودم می گم با اینکه این همه دوستش دارم ولی اون لیاقت من و عشقم و دوست داشتنم رو نداشت و نداره.

ولی چرا با من این بازی رو کرد هنوز نمی دونم .

این اون چیزیه که خیلی ازش پرسیدم ولی اون هر بار از جوابش طفره رفت.

تازگیها هم که می بینمش یه جوری شده.

ظاهرش مثل قبل مرتب نیست

شبیه آدمای بی هویت شده.

با گذاشتن کمی ریش زیر چونش.

من که کم کم داشتم تو عالم تنهاییهام فراموشش می کردم. نمی دونم چی شد که این بار اون سرو کلش پیدا شد.

به خدا با همه سختی هاش داشتم خوب پیش می رفتم . تا اینکه اون دوباره منو یاد یک عشق کهنه انداخت.

هنوز این رو هم درست و حسابی به من جواب نداده.

بعضی وقتها بد جوری بغض گلومو فشار می ده ، جوری که تا صبح خواب و آرامش بر من حرام میشه.

گریم می گیره و دلم می خواد زار بزنم ، اما آدمای اطرافمو چی کار کنم

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 9:13
کاشکی می شد!؟؟

کاشکی می شدبرای من پرنده باشی توهنوز

پربگیری توآسمون مثل یه دردسینه سوز

کاش می شدمثل ستاره توی آسمون چشمام

همیشه روشن بمونی برای مرهم زخمام

کاش می شد صداقتم روتومی فهمیدی عزیزم

من که همه زندگیموبه پای تومی ریزم

کاش می شد توهم مثل من عاشق دلباخته بودی

توی شهرآرزوها یه کلبه ای ساخته بودی

کاش می شد وقتی که تنها میمونم

توبیای منونوازشم کنی

کاش می شد وقتی میخوام گریه کنم

توبیای دوباره عاشقم کنی

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 15:1
دوست داشتن
 
 

            بمیرد آنکه غربت را بنا کرد              مرا از تو تو را از من جدا کرد

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 12:14
گفتگو با بنیامین
 

گفتگو با بنیامین

بنیامین بهادری این روزها پدیده اول موسیقی پاپ ماست هر چند که بعضی ها به خاطر البوم غیر مجازی که از او منتشر شده با او مخالفند و او را نفی می کنند اما واقعیت این است که بنیامین با سبکی نو و آلبومی همه پسند تا حد زیادی به موسیقی پاپ ما خدمت کرده است همین که مردم برای خرید آلبوم 85 به نوار فروشی ها می روند و با موسیقی پاپ داخل کشور آشتی کرده اند برای این موسیقی مهجور و بی پشتیبان نعمت است.
درهر صورت بنیامین که این روزها جزو محبوب ترین های موسیقی پاپ ایران است در مصاحبه ای مفصل شرکت کرده است که مفصل ارین مصاحبه ای است که تا به حال از او شده است.

سوال: می خواهیم از مطرح شدن پدیده ای به نام بنیامین صحبت کنیم فکر می کنم از حدود ماه های آبان یا اذر سال پیش بود که آهنگ خاطره ها سر زبان افتاد ماجرایش جه بود؟ ما تو را در عالم موسیقی می شناختیم, اما ماجرای خواندن از کجا شروع شد؟

بنیامین: من کار ترانه را از سن نوجوانی انجام می دادم و بعد وارد ملودی سازی و آهنگ شدم ما داشتیم با فرید احمدی و چند نفر از دوستان در مورد کاری همفکری می کردیم , حدود دو سال روی قسمت های مختلف این کار از شعر گرفته تا ملودی و تنظیم وقت گذاشتیم. نمی دانم چقدر این کار موفق شده ولی به هر حال همین سبک به ذهنمان رسید و داشتیم کار را برای جند خواننده محسن رجب پور غلام علمشاهی و دیگر دوستان تست می کردم که کار از همین مرحله لو رفت تا آن موقع اصلا قرار نبود من بخوانم پنج شش خواننده که خودت بهتر مش شناس شان کاندیدای خواندن این ترانه ها بودند. در این مرحله من مثل تمام آهنگسازان و روشی که در تمام دنیای موسیقی معمول است روی کار به صورت اتود خواندم و همین کار لو رفت. اولین بار یکی از دوستانم این کار را شنید و وقتی به من خبر داد به آقای رجب پور زنگ زدم باور نمی شد ولی آقای علمشاهی هم تایید کرد باور شد. تازه آن موقع به من پیشنهاد شد که تو بهتر از بقیه خوانده ای و بیا خودت بخوان.

سوال: یک تناقض , می گویند این البوم در شهریور ماه گذشته با صدای تو مجوز گرفته؟

بنیامین: نه, هم من و هم آقای رجب پور بارها در مصاحبه ها و کنفرانسی که داشتیم تکذیب کردیم واقعیت ندارد, تازه بعد از لو رفتن خاطره ها چند آهنگ اضافه کردم و موارد دیگری جمع جور شد و همه اینها زمان برد تا آلبوم آماده شد و برای کسب مجوز رفت ارشاد.

سوال: حالا از این اتفاق خوشحالی؟

بنیامین: از خواندنم یا از موفق شدن در کار؟ من از موفق شدن کار خیلی خوشحالم چون از اول می خواستم کاری موفق با ایده ای نو ارائه کنم و خواننده اش هم اصلا مهم نبود به نظر من در کار پاپ تیراژ نشانه دهنده مفق بودن است . حتی جایزه معتبر گرمی را هم به آلبومی می دهند که تیراژ بالا داشته باشد. این که مردم کار را بشنوند و خوششان بیاید حالا شما باید قضاوت کنید که ما موفق بوده ایم یا نه

سوال: الان دیگر به خوانندگی به صورت حرفه ای نگاه می کنی؟

بنیامین: نه واقعا دوست ندارم الان همه تعجب می کنند وقتی می گویم از خواندن خوشم نمی اید ولی واقعا من از شهرت و توی چشم مردم بودن و نفر اول یک مجموعه بودن خوشم نمی آید احساس می کنم اینطوری محدود می شوم این زندگی را دوست ندارم دلم نمی خواهد روی بیلبورد ها و زیر ذره بین باشم دوست دارم قدرت مانورم را پشت پرده حفظ کنم.

سوال: پس دیگه تو را به عنوان خواننده نخواهیم دید؟
بنیامین: فعلا هیچی معلوم نیست

سوال: حالا یک بحث مالی هم وسط می اید قطعا تو آدم پولسازی هستی و شرکت ها هم رهایت نخواهند کرد!
بنیامین: من یک کار کودک انجام دادم که پرفروش ترین کار تمام تاریخ کارهای کودک شد. آنجا از نظر مالی برایم عالی بود با شرکت سروش کار کردم و هر دو راضی بودیم . از این قبیل کارها باز هم دارم و فکر نمی کنم از نظر مالی هم ضرری بکنم فقط که نباید از راه خواندن پول ساخت
ضمنا من نگاهم به موسیقی خیلی مادی و اسکناسی نیست ترجیح می دهم با کسانی کار کنم که آنها هم مثل خودم فکر کنند البته قبول دارم که اثری و موزیک پاپی هنری است که گیشه داشته باشد و پول می تواند نشانه موفقیت باشد ولی همه چیز نیست.
مطمئن باشید اگر هم دوباره بخوانم باز دلیل مالی نداشته و به خاطر پول کار نمی کنم.

سوال: خب, البوم بنیامین 85 یکسری ترک ها داشت که در کارهای غیرمجاز نبود داستان چه بود؟
بنیامین: من سال 82 برای یک شرکت نیمه دولتی برای محرم سفارش آهنگسازی گرفتم کار را در استودیو شخصی شان خواندیم و آهنگ ها ساخته شد و دستمزدهایمان را هم تمام و کمال گرفتیم و ... ما فقط رفتیم داخل کار کردیم و بدون حتی نسخه ای آمدیم بیرون اتود ما انجا ماند و خواننده ای رفت خواند و ارشاد مجوز نداد دیگر همه چیز فراموش شد تا این که به صورت غیر مجاز بیرون آمد آن هم با صدای من.

سوال: این نه قطعه که در آلبوم مجاز تو هست بعد از کارهای پخش شده ات آماده شد؟
بنیامین: بله در واقع زمانی که کار ما به صورت غیر مجاز لو رفت ما فقط 3 قطعه آماده داشتیم و مابغی کار طی سه ماه بعد ساخته شد البته متریال کار از قبل آماده بود و فقط ضبط و تنظیم آن مانده بود ما از قبل می دانستیم که چه می خواهیم و وقتی قرار به جمع کردن البوم شد فقط رفتیم استودیو و کار را خواندیم و ضبط کردیم بنابر این طمان زیادی لازم نداشت.

سوال: ما فکر کردیم که تو خودت کارهای خودت را تنظیم می کردی؟
بنیامین: نه من فقط اهنگساز بودم

سوال: نیما وارسته قبل از این آلبوم کارنامه تنظیم نداشت, نوازندگی ویولون در گروه آریان آن هم به صورت میهمان تنها شناختی بود که از او داشتیم تو چطور با او کار کردی؟
بنیامین: من به توانایی او ایمان داشتم او نوازنده حرفه ای ویولون و پیانوست و کیبورد را هم در سطح عالی می نوازد او از خیلی ها بهتر بود و مهم این است که صدا را خوب می شناسد سلیقه خوبی هم دارد و در رکورد عالی است ما سبکی ساده می خواستیم و نیما برای آن کار بهترین گزینه بود او در رکورد و میکس و همه چیز با ما مچ بود.

سوال: با این حال عامل موفقیت این آلبوم صدا و ملودی است و از نظر حرفه ای تنظیم فوق العاده ای ندارد. یعنی نه این که ضعف باشد ولی ویژه نیست.
بنیامین: این دقیقا چیزی بود که ما می خواستیم نیما همان کاری را می کرد که از اول می خواستیم و خیلی ساده هم کار می کرد از اول قرار ما این بود که تنظیم این طور باشد. می خواستیم با شعر و ملودی جلو بیاییم نمی خواستیم با تنظیم عجیب و غریب به موفقیت برسیم.

سوال: از اول صحبت از سبک خاصی حرف زدی توضیح بده!
بنیامین: این سبکی که من صحبت کردم چند گزینه دارد یکی کلام یکی خط ملودی جنس ملودی جنس موزیک فرم میکس چگونگی پوستر فیگور عکس و ......
تمام اینها باید با یک رشته به هم وصل شوند ما دانه دانه می دانستیم چه می خواهیم می دانستم مردم چه خط و ملودی را دوست دارند و در گوششان می ماند فرید و من می دانستیم کلام چه باید باشد که در ذهن بماند و به اصطلاح بگیرد. در واقع در تک تک تخصص ها و رشته ها ایده آلها را دشتیم و حالا می خواستیم این ها را به هم طوری وصل کنیم که کار موفق شود. ما برای تنظیم و عکس و ملودی و .... همه چیز از قبل تصمیم گرفته بودیم و هیچ کار اضافه ای وجود نداشت نحوه اجرای خواننده هم جز همین مراحل بود و مجموعه اینها شد یک سبک.

سوال: این بغضی که در خواندنت هست این هوایی که در کلام هست اینها هم جز سبک بود؟ قبول داری نحوه خواندنت زیادی غمگین است؟
بنیامین: نه ممکنه چون مردم ان آهنگ های مذهبی را شنیده اند و این کارها رفت کنار آنها و شد کارنامه یک نفر چنین برداشتی صورت گرفته باشد. شاید هم چون حزن و اندوهی در کلام و آهنگ بود به این برداشت رسیده باشد. در سالهای قبل هم این اتفاق برای خواننده های دیگر افتاده بود من فکر می کنم خط ملودی این کار امروزی بود نقبی به گذشته داشت شبیه بغیه هم بود ولی مدرن و به روز بود.

سوال: بحث خیلی فنی شد! این چند وقته تغییری حس کرده ای؟ در خیابان شناخته می شوی؟
بنیامین: من زیاد بیرون نمی روم می دانی که همیشه خانه ام. سلام و علیک و اظهار لطف برای همه خوشایند است و منم بدم نمی آید اما اگر آنقدر مشهور بشوی که از کار بیفتی و دیگر نتوانی مثل آدم های عادی در خیابان رفت و امد کنی و تازه با یک حرکت باعث رنجش دیگران هم بشوی آن وققت خیلی بد است.

سوال: وضع بازار موسیقی الان ناامید کننده است حالا آلبوم تو در همین شرایط پر فروش شده فکر می کنی چرا؟
بنیامین: به نظر من داشتن کلیپ نه مثبت است نه منفی , مهم شنیدن کار است. در خانه و ماشین مردم از موزیک پاپ می خواهند چیزی بشنوند فرق نمی کند که کلیپ باشد یا تیتراژ سریال یا بی کلام. ساعتی باید با موزیک پر شود و اگر کار خوب باشد نیازی به عوامل دیگر پیدا نمی کند. البته تبلیغ عالی است ولی کافی نیست. کلیپ همه موسیقی نیست. مردم دوست دارند چیزی را که دلشان می خواهد بشنوند دیدن زیاد مهم نیست.

سوال: حالا کلیپ می سازی؟
بنیامین: بله در آینده نزدیک

سوال: کدام آهنگ؟
بنیامین: هنوز مشخص نیست. البته مثل بفیه کارهایم متریال اماده است ولی حزئیات نه!

سوال: چطور کار را جمع می کنی ؟ اول شهر یا اول ملودی؟
بنیامین: می نشینم با فرید و هر دو با هم جلو می رویم حالا یک لحظه ملودی یک خط جلو می افتاد و لحظه ای دیگر شعر یک بیت جلو بود در کل من با گیتار یا پشت کیبورد و فرید هم نشسته رو مبل

سوال: کدام کار را بیشتر دوست داری؟
بنیامین:قطعه هفتم میرم و می میرم امشب, جشن تولد....

 

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 12:43
گفتگو با بنیامین

گفتگو با بنیامین

بنیامین بهادری این روزها پدیده اول موسیقی پاپ ماست هر چند که بعضی ها به خاطر البوم غیر مجازی که از او منتشر شده با او مخالفند و او را نفی می کنند اما واقعیت این است که بنیامین با سبکی نو و آلبومی همه پسند تا حد زیادی به موسیقی پاپ ما خدمت کرده است همین که مردم برای خرید آلبوم 85 به نوار فروشی ها می روند و با موسیقی پاپ داخل کشور آشتی کرده اند برای این موسیقی مهجور و بی پشتیبان نعمت است.
درهر صورت بنیامین که این روزها جزو محبوب ترین های موسیقی پاپ ایران است در مصاحبه ای مفصل شرکت کرده است که مفصل ارین مصاحبه ای است که تا به حال از او شده است.

سوال: می خواهیم از مطرح شدن پدیده ای به نام بنیامین صحبت کنیم فکر می کنم از حدود ماه های آبان یا اذر سال پیش بود که آهنگ خاطره ها سر زبان افتاد ماجرایش جه بود؟ ما تو را در عالم موسیقی می شناختیم, اما ماجرای خواندن از کجا شروع شد؟

بنیامین: من کار ترانه را از سن نوجوانی انجام می دادم و بعد وارد ملودی سازی و آهنگ شدم ما داشتیم با فرید احمدی و چند نفر از دوستان در مورد کاری همفکری می کردیم , حدود دو سال روی قسمت های مختلف این کار از شعر گرفته تا ملودی و تنظیم وقت گذاشتیم. نمی دانم چقدر این کار موفق شده ولی به هر حال همین سبک به ذهنمان رسید و داشتیم کار را برای جند خواننده محسن رجب پور غلام علمشاهی و دیگر دوستان تست می کردم که کار از همین مرحله لو رفت تا آن موقع اصلا قرار نبود من بخوانم پنج شش خواننده که خودت بهتر مش شناس شان کاندیدای خواندن این ترانه ها بودند. در این مرحله من مثل تمام آهنگسازان و روشی که در تمام دنیای موسیقی معمول است روی کار به صورت اتود خواندم و همین کار لو رفت. اولین بار یکی از دوستانم این کار را شنید و وقتی به من خبر داد به آقای رجب پور زنگ زدم باور نمی شد ولی آقای علمشاهی هم تایید کرد باور شد. تازه آن موقع به من پیشنهاد شد که تو بهتر از بقیه خوانده ای و بیا خودت بخوان.

سوال: یک تناقض , می گویند این البوم در شهریور ماه گذشته با صدای تو مجوز گرفته؟

بنیامین: نه, هم من و هم آقای رجب پور بارها در مصاحبه ها و کنفرانسی که داشتیم تکذیب کردیم واقعیت ندارد, تازه بعد از لو رفتن خاطره ها چند آهنگ اضافه کردم و موارد دیگری جمع جور شد و همه اینها زمان برد تا آلبوم آماده شد و برای کسب مجوز رفت ارشاد.

سوال: حالا از این اتفاق خوشحالی؟

بنیامین: از خواندنم یا از موفق شدن در کار؟ من از موفق شدن کار خیلی خوشحالم چون از اول می خواستم کاری موفق با ایده ای نو ارائه کنم و خواننده اش هم اصلا مهم نبود به نظر من در کار پاپ تیراژ نشانه دهنده مفق بودن است . حتی جایزه معتبر گرمی را هم به آلبومی می دهند که تیراژ بالا داشته باشد. این که مردم کار را بشنوند و خوششان بیاید حالا شما باید قضاوت کنید که ما موفق بوده ایم یا نه

سوال: الان دیگر به خوانندگی به صورت حرفه ای نگاه می کنی؟

بنیامین: نه واقعا دوست ندارم الان همه تعجب می کنند وقتی می گویم از خواندن خوشم نمی اید ولی واقعا من از شهرت و توی چشم مردم بودن و نفر اول یک مجموعه بودن خوشم نمی آید احساس می کنم اینطوری محدود می شوم این زندگی را دوست ندارم دلم نمی خواهد روی بیلبورد ها و زیر ذره بین باشم دوست دارم قدرت مانورم را پشت پرده حفظ کنم.

سوال: پس دیگه تو را به عنوان خواننده نخواهیم دید؟
بنیامین: فعلا هیچی معلوم نیست

سوال: حالا یک بحث مالی هم وسط می اید قطعا تو آدم پولسازی هستی و شرکت ها هم رهایت نخواهند کرد!
بنیامین: من یک کار کودک انجام دادم که پرفروش ترین کار تمام تاریخ کارهای کودک شد. آنجا از نظر مالی برایم عالی بود با شرکت سروش کار کردم و هر دو راضی بودیم . از این قبیل کارها باز هم دارم و فکر نمی کنم از نظر مالی هم ضرری بکنم فقط که نباید از راه خواندن پول ساخت
ضمنا من نگاهم به موسیقی خیلی مادی و اسکناسی نیست ترجیح می دهم با کسانی کار کنم که آنها هم مثل خودم فکر کنند البته قبول دارم که اثری و موزیک پاپی هنری است که گیشه داشته باشد و پول می تواند نشانه موفقیت باشد ولی همه چیز نیست.
مطمئن باشید اگر هم دوباره بخوانم باز دلیل مالی نداشته و به خاطر پول کار نمی کنم.

سوال: خب, البوم بنیامین 85 یکسری ترک ها داشت که در کارهای غیرمجاز نبود داستان چه بود؟
بنیامین: من سال 82 برای یک شرکت نیمه دولتی برای محرم سفارش آهنگسازی گرفتم کار را در استودیو شخصی شان خواندیم و آهنگ ها ساخته شد و دستمزدهایمان را هم تمام و کمال گرفتیم و ... ما فقط رفتیم داخل کار کردیم و بدون حتی نسخه ای آمدیم بیرون اتود ما انجا ماند و خواننده ای رفت خواند و ارشاد مجوز نداد دیگر همه چیز فراموش شد تا این که به صورت غیر مجاز بیرون آمد آن هم با صدای من.

سوال: این نه قطعه که در آلبوم مجاز تو هست بعد از کارهای پخش شده ات آماده شد؟
بنیامین: بله در واقع زمانی که کار ما به صورت غیر مجاز لو رفت ما فقط 3 قطعه آماده داشتیم و مابغی کار طی سه ماه بعد ساخته شد البته متریال کار از قبل آماده بود و فقط ضبط و تنظیم آن مانده بود ما از قبل می دانستیم که چه می خواهیم و وقتی قرار به جمع کردن البوم شد فقط رفتیم استودیو و کار را خواندیم و ضبط کردیم بنابر این طمان زیادی لازم نداشت.

سوال: ما فکر کردیم که تو خودت کارهای خودت را تنظیم می کردی؟
بنیامین: نه من فقط اهنگساز بودم

سوال: نیما وارسته قبل از این آلبوم کارنامه تنظیم نداشت, نوازندگی ویولون در گروه آریان آن هم به صورت میهمان تنها شناختی بود که از او داشتیم تو چطور با او کار کردی؟
بنیامین: من به توانایی او ایمان داشتم او نوازنده حرفه ای ویولون و پیانوست و کیبورد را هم در سطح عالی می نوازد او از خیلی ها بهتر بود و مهم این است که صدا را خوب می شناسد سلیقه خوبی هم دارد و در رکورد عالی است ما سبکی ساده می خواستیم و نیما برای آن کار بهترین گزینه بود او در رکورد و میکس و همه چیز با ما مچ بود.

سوال: با این حال عامل موفقیت این آلبوم صدا و ملودی است و از نظر حرفه ای تنظیم فوق العاده ای ندارد. یعنی نه این که ضعف باشد ولی ویژه نیست.
بنیامین: این دقیقا چیزی بود که ما می خواستیم نیما همان کاری را می کرد که از اول می خواستیم و خیلی ساده هم کار می کرد از اول قرار ما این بود که تنظیم این طور باشد. می خواستیم با شعر و ملودی جلو بیاییم نمی خواستیم با تنظیم عجیب و غریب به موفقیت برسیم.

سوال: از اول صحبت از سبک خاصی حرف زدی توضیح بده!
بنیامین: این سبکی که من صحبت کردم چند گزینه دارد یکی کلام یکی خط ملودی جنس ملودی جنس موزیک فرم میکس چگونگی پوستر فیگور عکس و ......
تمام اینها باید با یک رشته به هم وصل شوند ما دانه دانه می دانستیم چه می خواهیم می دانستم مردم چه خط و ملودی را دوست دارند و در گوششان می ماند فرید و من می دانستیم کلام چه باید باشد که در ذهن بماند و به اصطلاح بگیرد. در واقع در تک تک تخصص ها و رشته ها ایده آلها را دشتیم و حالا می خواستیم این ها را به هم طوری وصل کنیم که کار موفق شود. ما برای تنظیم و عکس و ملودی و .... همه چیز از قبل تصمیم گرفته بودیم و هیچ کار اضافه ای وجود نداشت نحوه اجرای خواننده هم جز همین مراحل بود و مجموعه اینها شد یک سبک.

سوال: این بغضی که در خواندنت هست این هوایی که در کلام هست اینها هم جز سبک بود؟ قبول داری نحوه خواندنت زیادی غمگین است؟
بنیامین: نه ممکنه چون مردم ان آهنگ های مذهبی را شنیده اند و این کارها رفت کنار آنها و شد کارنامه یک نفر چنین برداشتی صورت گرفته باشد. شاید هم چون حزن و اندوهی در کلام و آهنگ بود به این برداشت رسیده باشد. در سالهای قبل هم این اتفاق برای خواننده های دیگر افتاده بود من فکر می کنم خط ملودی این کار امروزی بود نقبی به گذشته داشت شبیه بغیه هم بود ولی مدرن و به روز بود.

سوال: بحث خیلی فنی شد! این چند وقته تغییری حس کرده ای؟ در خیابان شناخته می شوی؟
بنیامین: من زیاد بیرون نمی روم می دانی که همیشه خانه ام. سلام و علیک و اظهار لطف برای همه خوشایند است و منم بدم نمی آید اما اگر آنقدر مشهور بشوی که از کار بیفتی و دیگر نتوانی مثل آدم های عادی در خیابان رفت و امد کنی و تازه با یک حرکت باعث رنجش دیگران هم بشوی آن وققت خیلی بد است.

سوال: وضع بازار موسیقی الان ناامید کننده است حالا آلبوم تو در همین شرایط پر فروش شده فکر می کنی چرا؟
بنیامین: به نظر من داشتن کلیپ نه مثبت است نه منفی , مهم شنیدن کار است. در خانه و ماشین مردم از موزیک پاپ می خواهند چیزی بشنوند فرق نمی کند که کلیپ باشد یا تیتراژ سریال یا بی کلام. ساعتی باید با موزیک پر شود و اگر کار خوب باشد نیازی به عوامل دیگر پیدا نمی کند. البته تبلیغ عالی است ولی کافی نیست. کلیپ همه موسیقی نیست. مردم دوست دارند چیزی را که دلشان می خواهد بشنوند دیدن زیاد مهم نیست.

سوال: حالا کلیپ می سازی؟
بنیامین: بله در آینده نزدیک

سوال: کدام آهنگ؟
بنیامین: هنوز مشخص نیست. البته مثل بفیه کارهایم متریال اماده است ولی حزئیات نه!

سوال: چطور کار را جمع می کنی ؟ اول شهر یا اول ملودی؟
بنیامین: می نشینم با فرید و هر دو با هم جلو می رویم حالا یک لحظه ملودی یک خط جلو می افتاد و لحظه ای دیگر شعر یک بیت جلو بود در کل من با گیتار یا پشت کیبورد و فرید هم نشسته رو مبل

سوال: کدام کار را بیشتر دوست داری؟
بنیامین:قطعه هفتم میرم و می میرم امشب, جشن تولد....

 

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 12:39
بهترین سایت فارسی زبان