تبليغاتX
سلام چطوری؟
سلام چطوری؟
سلام چطوری؟

سلام چطوری من میخوام درباره چند خاطره ی شیرین و بد زندگی ام بنویسم امید وارم خوشحال شوید وای چه زمانی بود انقدر خوش گذشت نفهمیدیم زمان چگونه گذشت مثل باد یا شاید نور دورانی که من به دبستان میرفتم عجب صفایی داشت روزی من با یکی از همکلاسی صمیمی ام دعوام شد چون ما با هم قرار گذاشته بودیم وقتی با کسی دعوا میکنیم به کمک هم بیاییم به خاطر دارم روزی من با یک شاگرد بزرگتر از خودم دعواشد اون نامرد منو هل داد زیر اب من خویس شدم ولی دوستم به کمکم نیامد منم ناراحت شدم و وقتی به کلاس رفتم یقشو گرفتم وبه او گفتم قرارمون یادت رفته اون گفت مثل اینکه یه چیزی ام ما طلب کار شدیم من گفتم من داشتم با یکی دعوا می کردم تو کجا بودی ؟ دوستم گفت منم داشتم دعوا می کردم تو کجا بودی؟ وای داشتم از خجالت اب میشدم که معلم امد تو بعد از اینکه زنگ خورد من با او اشتی کردم وقرار شد فردا با کسایی که با ما دعوا کرده بودن حالشون بگریم فردا که به مدرسه امدیم رفتیم حالشون بگریم رفتیم زدیم خوردیم .

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 13:51
از زندگی خسته نيستم !
  از زندگی خسته نيستم  !

 

                            تکرار مسخره اش آزارم ميده . . .

 

 

 

                               

                                                                                                    راستی. . .  حال من خوبه اما بازم تو باور نکن  !

لینک مطلب  .:.     

نوشته شده توسط حسام و گاهی من در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 10:48
بهترین سایت فارسی زبان