شمع و پروانه
شمع بود اما کوچک بود نور هم داشت اما کم بود.
شمعی که کوچک بود و کم برای سوختن پروانه بس بود.
مردم گفتند:شمع عشق است و پروانه عاشق.
و زمین پر از شمع و پروانه شد.پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.
خدا گفت: شمعی باید دور شمعی که نسوزد شمعی که بماند.
پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد عاشق نیست.
شب بود خدا شمع روشن کرد.شمع خدا ماه بود. شمع خدا دور بود.
شمع خدا پروانه می خواست لیلی پروانه اش شد.
بال پر وانه های کوچک زود می سوزد زیرا شمع ها زیادی نزدیکند.
بال لیلی هرگز نمی سوزد. لیلی پروانه شمع خداست.
شمع خدا ماه است.ماه روشن است اما نمی سوزاند.
لیلی تا ابد زیر خنکای شمع خدا می رقصدو زمین پر از شمع و پروانه شد.
نوشته شده توسط حسام و گاهی من در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 15:47
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by bikhiale71
Template Design by Balal Arast @ koome.blogfa.com
